I have saved high quality copies of my favorite paintings, the originals of which I have mostly seen up close on my travels. Sometimes I look at them. Tonight I stared at many of them. As always, I zoomed in on their details. I think of da Vinci's hands, of what he cultivated in his mind to create the Mona Lisa, of what made him reveal his colors. To Van Gogh and the starry nights and his life... to the chaos that Rembrandt created in his imagination and painted. To the creativity of Picasso's mind, and kisses in Klimt's paintings. I don't get tired of watching Michelangelo for hours. I would like to return to Italy again for him; With a little thought, I see myself lost in the composition and the grandeur of the world in Raphael's attitude.
من یک کپی از نقاشی های مورد علاقه ام، که اورجینال بیشتر آنهارا در سفرهایم از نزدیک دیده ام، با کیفیت بالا ذخیره کرده ام. گاه آنهارا نگاه می کنم. امشب به بسیاری از آنها خیره شدم. مثل همیشه روی جزییات آنها زوم کردم. به دست های داوینچی فکر می کنم، به آنچه که او در ذهن برای خلق مونالیزا پرورش داده، به آنچه که او را از پرده برداری از رنگهایش واداشته. به ونگوگ و شبهای پرستاره و زندگی اش... به هرج و مرجی که رامبرانت در خیالش ساخته و به رنگ آورده. به خلاقیت ذهن پیکاسو، و بوسه هایی در نقاشی های کلیمت. از تماشای میکلانجلو ساعت ها که می گذرد خسته نمی شوم، بارها و بارها آنهارا نگاه می کنم، بارها ذهن او را در تصویر و مجسمه هایش میجویم. دوست دارم برایش دوباره به ایتالیا بازگردم؛ با کمی اندیشه اما خود را گم شده در کمپوزیشن و عظمت دنیا در نگرش رافائل می بینم.